در هنگام مواجهه با بعضی سوال ها در کلاس که جوابش در ذهنتون نیست چه کار می کنید؟
در هنگام مواجهه با بعضی سوال ها در کلاس که جوابش در ذهنتون نیست چه کار می کنید؟
مقالات آموزشی در زمینه یادگیری و آموزش زبان انگلیسی
مقاله ای کوتاه در پاسخ به یکی از سئوالات یکی از طرفداران این وبلاگ
نویسنده: حمیدرضا باقری

سئوال: ممنون آقای باقری. می خواستم ازتون خواهش کنم اگر فرصتش رو دارید کمی دریاره تجربیات شخصیتون تو کلاس در مواجهه با بعضی سوال ها که جوابش در ذهنتون نیست بنویسید! یعنی چه جوابی مناسبه تا شاگرد اعتمادش رو از دست نده ؟
جواب: یکی از مواردی که ممکن است همواره یک استاد در کلاس و هنگام تدریس با آن مواجه شود این است که سئوالی از جانب شاگردان مطرح شود و در آن لحظه بنا به دلایلی استاد نتواند به سئوال مطرح شده جواب دهد. از نظر بنده به عنوان یک مدرس زبان انگلیسی مهمترین این دلایل عبارتند از:
-
هنگامی که پاسخ به یک سئوال باعث سردرگمی بیشتر زبان آموزان می شود
-
هنگامی که سئوال مطرح شده به موضوع بحث در کلاس مرتبط نباشد
-
عدم داشتن اطلاعات کافی از جانب استاد برای پاسخ به سئوال
در زیر به شرح این موارد می پردازیم.
هنگامی که پاسخ به یک سئوال باعث سردرگمی بیشتر زبان آموزان می شود:
بارها برای من پیش آمده که یکی از شاگردانم در کلاس سئوالی از من پرسیده که اگر در آن لحظه به آن سئوال بصورت کامل پاسخ می دادم، شاگردان من بیشتر سردرگم می شدند چون موضوع سئوال مطرح شده از سطح علمی زبان آموزان بالاتر بوده و یا موضوع سئوال، یکی از دروس ترم بعد آنها بوده است. در چنین شرایطی من سعی می کنم تا با بیانی ساده مطابق با سطح زبان اموزان و سطح کلاس، شاگردان را آگاه کنم که آنها در ترم بعد و یا در آینده نزدیک پاسخ این سئوال را پیدا خواهند کرد. اما برای اینکه سئوال زبان آموزان کاملا بی پاسخ نماند، با استفاده از کلمات و ساختارهای ساده تر در حد کلاس، جواب ،جمله و یا کلمه جابگزینی برای پاسخ آنها ارائه می کنم.
برای مثال اگر در سطح مقدماتی تدریس کنم و شاگردان سئوالی در مورد ساختار های مجهول PASSIVE مطرح کنند، (که به سطوح بالاتر مربوط است) ابتدا بیان می کنم که این ساختار را در ترم های آینده فرا خواهند گرفت و بعد ساختار جایگزین که یک جمله غیر مجهول ACTIVE است را در اختیار آنها قرار می دهم تا یاد بگیرند که با جملات ساده تر نیز می توانند صحبت کنند. رویکرد دیگر من در کلاس این است که اگر سئوال مطرح شده فقط از جانب یکی از شاگردان است به آن سئوال بصورت فردی پاسخ خواهم داد. یعنی در همان مثال فوق اگر در کلاس سطح مقدماتی موضوع سئوال درباره جملات مجهول باشد، ابتدا جمله مورد نظر را خواهم گفت و بعد بیان می کنم که این ساختار در ترم های بعد تدریس خواهد شد و شاگردان می بایست فعلا با ساختار های جایگزین و ساده تر صحبت کنند.
هنگامی که سئوال مطرح شده به موضوع بحث در کلاس مرتبط نباشد:
اگر سوال مطرح شده به موضوع بحث کلاس مرتبط نباشد و اگر پاسخ به این سئوال باعث تغییر بحث کلی در حال تدریس باشد، به آن سئوال در همان لحظه پاسخ نخواهم داد و به زبان آموزی که این سئوال را مطرح کرده، خواهم گفت که سئوال خود را یادداشت کرده و در زمانی دیگر آن را مطرح کند تا به سئوال وی جواب داده شود. اما اگر سئوال مطرح شده با موضوع درس مستقیما مرتبط نباشد و پاسخ ندادن به آن سئوال موجب عدم یادگیری مطلب جدید شود، بطور مختصر و در حد رفع سردرگمی زبان آموزان به آن سئوال پاسخ خواهم داد و سعی می کنم تا زمانی بیشتر از زمان طرح درس Lesson Plan را برای توضیح آن مطلب صرف نکنم.
استثنا مهم: فرض کنید سئوال مطرح شده از جانب کل و یا اکثر زبان آموزان کلاس است و پاسخ ندادن به آن سئوال موجب عدم یادگیری مطلب جدید است. در این حالت در اصطلاح باید کلاس Freeze شود و به موضوع مورد سئوال پرداخته شود. یعنی در چنین شرایطی بهتر است تدریس مطلب جدید متوقف شده و موضوع مورد سئوال به صورت خلاصه وار برای شاگردان، دوره و یا تدریس مجدد شود تا بتوان بر اساس آن، موضوع درس جدید را تدریس کرد. بهتر است سعی شود تا زمانی بیشتر از زمان طرح درس برای توضیحات و مرور مطلب مورد سئوال صرف نشود.
عدم داشتن اطلاعات کافی از جانب استاد برای پاسخ به سئوال:
یک استاد همواره می بایست آمادگی کامل و حتی فراتر از مطلبی که قرار است در کلاس تدریس شود را داشته باشد. در بیان عامیانه سطح علمی استاد می بایست فراتر از حد کتابی که تدریس می کند باشد بویژه زمانی که سطح علمی کلاس از لحاظ تئوری بالاست. معمولا اساتید حرفه ایی روز قبل از تدریس مبحث جدید (بویژه برای اولین بار)، طرح درس یا Lesson Plan تهیه می کنند و سئوالاتی که ممکن است از جانب شاگردان مطرح شود را نیز در طرح درس خود لحاظ می کنند. این بهترین راه حل برای جلوگیری از وقوع شرایط خاص مانند عدم داشتن اطلاعات کافی در مورد درس جدید می شود. اما در غیر این صورت اگر سئوالی از جانب شاگردان مطرح شد و با در نظر گرفتن شرایط فوق الذکر، استاد اطلاعات کافی یا اطلاعات صحیح نداشت، بهترین راه این است که استاد خیلی ساده به شاگردان بگوید I don’t know به همین سادگی. سپس به شاگردان بگویید که او درباره جواب این سئوال اطلاعات کافی ندلرد و نمی تواند در آن لحظه پاسخ مناسبی ارائه کند. به عنوان استاد، با اعتماد به نفس و خونسردی بگویید I don’t know اما به شاگردان خود قول دهید که برای جلسه بعد در مورد سئوال مطالعه خواهید کرد و به آنها پاسخ خواهید داد. بیان عبارت I don’t know از لحاظ روان شناسی تدریس بسیار مهم است و باعث ایجاد اطمینان بیشتر شاگردان به استاد می شود چون آنها یاد می گیرند که استادشان بدون اطلاعات کافی و صحیح مطلبی را به آنها آموزش نمی دهد. متاسفانه بعضی اساتید از بیان این جمله واهمه دارند و با حدسیات و تحلیل های شخصی به بعضی سئوالات پاسخ می دهند و در مواردی جوابی غلط برای یک سئوال بعضا مهم مطرح می کنند که باعث یادگیری غلط و در نهایت باعث سلب اطمینان شاگردان از استاد می شود.
مطالب فوق برگرفته از تجربات شخصی من در کنار مطالعه کتاب های روش تدریس است. اگر در هر قسمت از این مقاله به اشتباهی از جانب من برخوردید، لطفا بنده را نیز مطلع کنید. اگر شما هم درباره این موضوع مطلبی برای بیان دارید، خوشحال می شم که مطلبتون رو در اینجا با سایرین تقسیم کنید.
برای ارسال مطالب مفیدتان جهت نشر در این وبلاگ از ایمیل وبلاگ استفاده کنید و با ذکر نام خود مطالبتان را برای من ارسال کنید. تمایل من این است که این وبلاگ به اجتماعی کوچک با محیطی دوستانه برای علاقه مندان به زبان انگلیسی تبدیل شود و همه اعضا در این وبلاگ و همچنین بازدبدکنندگان محترم فعال باشند و مطالب و تجربیات خود را با بقیه تقسیم کنند تا مطالب آنها با ذکر نام شان در در این وبلاگ درج شود.
نویسنده: حمیدرضا باقری
خواهشمند است در صورت تمایل به درج مطالب این وبلاگ در وب سایت یا وبلاگ خود حقوق مولف را رعایت کرده و نام نویسنده و منبع را بطور کامل همانطور که در بالا می بینید در ابتدا و انتهای مطالب درج کنید.
اشتباهات رایج زبان آموزان ایرانی در هنگام مکالمه زبان انگلیسی